ویانا عزیز دل ما
ویانا دخترم تو اولین نوه خانواده من وپدرت هستی.......
مادرو پدرم با امدنت دوباره احساس جوانی کردند کودکی فرزندانشان برایشان تداعی شد.......حالا میتونم به جرات بگم مامانم تورو حتی ازمن بیشتر دوست داره.........من تا شش ماه پیشت بودم اما بعد از شش ماه ، مادرم مادرت بود...... من مجبور بودم از تو دور بشم ساعت هایی که اداره بودم دلم پیشت بود صدات رو میشنیدم دلم ضعف میرفت ، ثانیه شماری میکردم کی پیشت برمیگردم .....وتو کم کم ساعت ورود من به خونه رو یادگرفتی راس ساعت سه بی تاب من بودی .......... من باهمه خستگی م برای دیدنت بال در می اوردم .....عزیزم ویانا دختر خوبم...
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



ویانا عزیز دل ما
